حوزه هنري استان اردبیل
 
   

Skip Navigation Links

خانهExpand خانه
واحدهای هنریExpand واحدهای  هنری
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
درباره استانExpand درباره استان
درباره ماExpand درباره ما
ورود     ثبت نام
 
 
 
 
 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

شهيد عسگر الطافی متولد اول مهر ماه 1340

تحصيلات: ديپلم

فعاليت هنری: خط و شعر

مسئولیت در جبهه: آرپی‌جی‌زن

شهادت: 15/12/1361 شلمچه

نحوه شهادت: اصابت ترکش به سر و سینه

مزار: گلزار شهدای علی‌آباد، اردبيل

 

الطافي به خطاطي علاقه داشت و بدون استفاده از استاد، آن را فراگرفت. روي ديوار بعضي مدرسه‌ها شعار‌نوشته‌هايي را از او مي‌توان ديد. الطافي پس از پيوستن به بسيج، ارادت خود به حضرت امام(ره) را چنين توصيف مي‌كند: اماما بالای سرم عکس تو نقش نمودم؛ یعنی که سر من فدای قدم توست.

از شهيد الطافي تابلويي با عنوان «سرزمين لاله‌ها دوستت دارم»؛ به يادگار مانده است.

قسمتي از وصیتنامه شهید الطافي

امروزی روزی است که آیت‌الله مدنی‌ها، دکتر بهشتی‌ها، باهنرها، چمران‌ها و نوجوانان؛ این گل‌های نوشکفته خود را فدای انقلاب می‌کنند. ای برادر به جبهه‌ها بنگر و بیا برادرانت را تماشا کن که حسین‌وار در جنگ با دشمن برای رسیدن به خدای خود چگونه سبقت می‌گیرند، بیا عاشقان شهادت و پیش مرگان حزب‌الله و مقلدان روح‌الله را ببین که همچون امام حسین(ع) از همه چیزشان گذشته‌اند و هرگز تن به ذلت و خواری نمی‌دهند و شربت گوارای شهادت را نوشیده و به مهمانی خدا می‌روند.

من به فرمان، فرمانده کل‌قوا خمینی کبیر داوطلبانه عازم جبهه حق علیه باطل شده‌ام. از پدر و مادرم خواهش می‌کنم به خاطر خداوند متعال مرا ببخشند و بخاطر اسلام حلالم کنند.

 ******************** 

شهيد عطامعلی صداقت متولد پنجم خرداد ماه 1341

تحصیلات: چهارم دبیرستان

فعاليت هنری: تئاتر

مسئولیت در جبهه: آرپی‌جی‌زن

شهادت: 26/4/1361 شلمچه، پاسگاه زید، عملیات رمضان

نحوه شهادت: اصابت ترکش

مزار: مفقود الاثر

صداقت در دوران دبیرستان، بوفه‌ای راه‌اندازی کرده بود که درآمد حاصل از آن را صرف دانش‌آموزان نیازمند می‌کرد. اهل کار و تلاش بود و در اوقات فراغت یا مطالعه می‌کرد و یا به پدرش در کارهای کشاورزی و باغداری كمك می‌كرد. او در مناجاتنامه‌اش نوشته است: از این لحظه توبه می‌کنم و از تو می‌خواهم گناهانم را به بزرگی خود ببخشی و مرا به سوی نیکی‌ها هدایت کنی و لحظه‌ای مرا به حال خود وامگذاری. بار خداوندا؛ هر آنچه که مانع رسیدن این بنده ذلیل به خودت بشود، با دست توانای خود نابودش گردان. ای نامحدود؛ قبولم کن، حضورم را در نمازها بپذیر و مرا از آنچه خوش نمی‌داری پاکم گردان. تو را قسم می‌دهم به جد حسین‌بن علی، مرا به اجل خود و با مرگ طبیعی، معمولی و تصادف نمیران و شهادت را در هر مکان و در هر زمان که باشد نصیبم کن و درجات بهشتم را نیز به عظمت خود والا گردان.

قسمتي از وصیتنامه شهید عطامعلی صداقت

ای انسان‌های مؤمن! خدا را از یاد نبرید؛ زیرا او مایه آرامش دل‌هاست. مایه نجات و پیروزی مستضعفین بر مستکبرین جهان می‌باشد. چند مورد تذکر به آن‌هايی ‌که می‌خواهند راه شهدا را ادامه دهند. بگويید:

1- به اعمال مستحبی زیاد اهمیت بدهند زیرا اعمال مستحبی تکامل‌دهنده انسان است.

2- تزکیه را عملاً انجام دهند؛ از قبیل گذشت، ایثار، مبارزه با نفس و عفو و مخالفت با هواهای نفسانی و شیطانی.

3- هرگز غرض خود را در سخن گفتن و دیگر کارها بر عقیده و مکتب حاکم نسازید. اگر سخن غلط از آب درآمد باید اعتراف کنی؛ زیرا این عمل انسان را بزرگ می‌کند تا حقیر.

4- خود پسندی و تکبر و خود ستایی را بکشید؛ زیرا خود پسندی برتر از ریا و دروغ است. همانطور که امام صادق(ع) می‌فرماید: اگر خودپسندي نباشد همه گناهان بخشیده می‌شود.

5- احترام به دوستان و خویشاوندان را در همه حال و در هر مکان -‌ که این قسمتش یعنی بعد مکانی مهمتر است یا مهمتر به نظر می‌رسد- حفظ کنید.

6- پیام شهدا را به دیگران برسانید تا درسی باشد برای دیگران.

7- در انجام کارها از مرحله وظیفه خارج شده به ایثار و ایثارگری روي آوريد؛ زیرا اجر ایثارگری ماورای انجام وظیفه می‌باشد.

 *****************

شهيد حبیب‌اله صادقی‌لر متولد اول فروردين ماه 1342

مسئولیت در جبهه: پاسدار و رزمنده

شهادت: 21/2/1361 شلمچه، عملیات بیت‌المقدس

نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره

مزار: گلزار شهدای مشكین‌شهر 

قسمتي از وصیتنامه شهید حبیب‌اله صادقی‌لر

اینک تاریخ به 13 قرن قبل برگشته و ایران سراسر کربلا شده. بپا خیزید و با حسین‌تان باشید كه هر روز عاشوراست. مادر، برادر، خواهر و سایر برادران دینی؛ آرزو دارم زیر پای قبر شش گوشۀ حسین(ع) و فرمانده عزیزش ابوالفضل(ع) بنشینم و زیارتشان کنم. آرزو دارم قرباني علی‌اکبر شوم. خدایا به خاطر عظمتت مرا ببخش و از گناهانم بگذر. ای پروردگار جهانیان مرا در راه شهید شدن خود قبول بفرما. به عنوان یک مسلمان ایرانی برای خود وظیفه دانستم به جنگ صدام کافر، دست‌پروردۀ شیطان بزرگ بروم و در این جهاد من هم سهمی داشته باشم و به طوری که امام امت هم فرموده‌اند که جنگ، جنگ است و عزت و شرف و حیثیت ما در گرو همین جنگ است و وظیفه هر مسلمانی است که در برابر دشمنان اسلام بایستد.

 ******************** 

شهيد سلامت تحریری‌مغانلو متولد نهم مرداد ماه 1344

تحصیلات: دانش‌آموز

فعاليت هنری: خط و طراحی

مسئولیت در جبهه: بسيجي، تخریبچی

شهادت: 22/1/1362 شرهانی

نحوه شهادت: اصابت ترکش حين پاكسازي ميدان مين

مزار: گلزار شهدای غریبان، اردبيل 

قسمتی از وصیتنامه شهید سلامت تحریری‌مغانلو

خدایا تو خودت آگاه هستی که با تو پیمان ناگسستنی بسته‌ام و با اتمام عمر بر پیمان خویش عمل خواهم کرد. بارالها و معبودا؛ عاجز و ناتوانم از اینکه آتش آخرتت را تحمل داشته باشم. بنابراین بنده را مورد عفو و گذشت قرار ده و معصیت و گناهان این عبد زبون را ببخش چرا كه تو کریم و رحیم هستی. الهی مرا كه مسافر کربلا و جهادگر راه تو هستم، هدایت فرما، و راه راست به دست مهدی موعود بگشای که بتوانم در نزد قبر سالار شهیدان به او لبیک گویم و راه عاشقان کربلا را باز کنم. خدایا تو خودت بهتر از بنده حقیر می‌دانی که هدف بنده از آمدن به جبهه حق علیه باطل چیست. نه براي طلب افتخار آمده‌ام و نه براي مادیات بلکه مي‌خواهم با گرفتن درس آزادگی از حسین مظلوم، در راه جهاد با دشمنان خدا لبیک گفته و وظیفه خویش را انجام دهم. خدایا ما احتیاج به کمک داریم؛ ما را از یاد مبر. ای یاور جهادگران حق، ما را بیاب. ای مهدی موعود فرماندهی‌مان کن که تو از طرف خدا فرمانده ما هستی. 

******************** 

شهيد واحد رضایی متولد سوم مرداد ماه 1345

تحصیلات: اول دبیرستان

مسئولیت در جبهه: بسیجی

شهادت: 22/12/1363 خرمشهر

نحوه شهادت: اصابت ترکش

مزار: گلزار شهدای مشكين‌شهر

 

يكي از همرزمانش مي‌گويد: وقتي زخمی شد در بغلم بود. قمقمه‌اش پر آب بود. اصرار کردم کمی آب بنوشد اما گفت می‌خواهم مثل آقا امام حسین(ع) تشنه شهید شوم.

قسمتي از وصیتنامه شهید واحد رضایی

با سلام به پیشگاه منتقم حقیقی حضرت ولی‌عصر(عج) و نایب بر حق برومندش نور خدا روحالله ارواحنا له الفدا و تمامی رزمندگان کربلای ایران مخصوصاً خانواده‌های شهدا و با سلام به محضر گرامی پدر و مادرم و تمامی خانواده‌ام. پدر و مادر؛ از اینکه پسرتان در راه خدا و برای خدا و بخاطر رضای پروردگار جان به جانان تسلیم می‌کند ناراحت و غمگین نباشید و در برابر مصیبت‌ها و بلاهای الهی استقامت داشته باشید.

پدر و مادر عزيزم؛ وقتی خداوند شهادت را -‌ که آخرین آرزوی من بود-‌‌ نصیبم کرد مبادا برای من گریه کنید. اگر برای من مجلس عزاداری بپا کنید، برای حسین و خاندان حسین بگریید. با از دست دادن فرزند از اسلام و قرآن و امام دلسرد نشوید. فردای قیامت به روی زینب‌ها و فاطمه‌ها چگونه می‌خواهید بنگرید که تمام جگر گوشه‌هایشان را شهید و اسیر در گوشه خرابه مکان دادند. مع‌الوصف ابداً دلسرد نشوید و ان‌شاالله شما هم پیرو زینب و ائمه اطهار می‌باشید.

خاطره[1] 

******************** 

 شهيد کریم منتظر‌علیه متولد هفت دي ماه 1324

تحصیلات: دیپلم

فعاليت هنری: قالیبافی

مسئولیت در جبهه: رزمنده، پاسدار

شهادت: 4/1/1361 دشت عباس، عملیات فتح‌المبین

نحوه شهادت: اصابت تیر به پیشانی

مزار: گلزار شهدای غریبان، اردبيل

 

منتظرعليه بدلیل مشکلات مالي خانواده ترک تحصیل کرد و به کار قالیبافی پرداخت و در مدت زمان کمی استادكار شد. او در سال 1345 ازدواج کرد و با ادامه تحصیل دیپلم گرفت. ماحصل زندگي او شش فرزند است.

قسمتی از وصیتنامه شهید کریم منتظر‌علیه

من عازم جبهه حق علیه باطل هستم و در این عزیمت امیدوارم با یاری و توجهات حضرت ولی عصر(عج) و به برکت دعای امام و امت ان‌شاالله پیروزی نهایی را به تمام برادران دینی به خصوص به خانواده‌ام و به پدر و مادر عزیزم ارمغان بیاورم. چون به هر مسلمان یک وظیفه شرعی است که در این جنگ شرکت کند. من نیز آگاهانه و داوطلبانه با برادران سپاه پاسداران جان بر کف اردبیل اعزام می‌شوم. اگر به سلامتی و به پیروزی برگشتم خدمتگزار پدر و مادر و خانواده خود و انسان‌های ضعیف خواهم بود و اگر شهادت نصیبم شد افتخار می‌کنم که در خط اسلام و قرآن و در راه حیثیت مملکت خویش به درجه شهادت رسیده و به خیل شهدا ملحق می‌شوم. ما اهل کوفه نیستیم، با امام امت بیعت کرده‌ایم تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خونمان به عهد خود وفا کرده و اگر قطعه‌قطعه بشویم و زنده بشویم باز از اسلام و قرآن عزیز دفاع خواهیم کرد.

 ********************

شهيد امیرعلی مستعلی‌زاده متولد اول شهريور ماه 1345

تحصیلات: سوم راهنمایی

مسئولیت در جبهه: پاسدار، رزمنده

شهادت: 3/6/1373 کردستان

نحوه شهادت: انفجار مین در حین پاکسازی

مزار: گلزار شهدای مشكین‌شهر

مستعلي‌زاده همزمان با تحصیل در مغازه شیشه‌بری پدرش کار می‌کرد. او در رشته کوهنوردی و کاراته نيز فعالیت مي‌كرد. مستعلي‌زاده در سال 1360 به سپاه پاسداران پيوست و در سال 1366 ازدواج کرد. يكي از همرزمانش مي‌گويد: به بچه‌های رزمنده کاراته یاد می‌داد و به شوخی می‌گفت: کاراته یادتان می‌دهم اگر روزی موقع جنگ اسلحه‌تان به زمین افتاد آن وقت بتوانید از دفاع شخصی و هنر کاراته استفاده کنید.

قسمتي از وصیتنام شهید امیرعلی مستعلی‌زاده

زمان ما زمان جنگ کفر با اسلام است و بر همه مسلمین واجب است که در این جهاد مقدس شرکت کنند. دشمنان ما آنچنان در دنیا خار شدند که نامی برایشان نمانده. هزاران جوان رزمنده در کوه و دشت جنوب و غرب کشور برای جنگ با کفر سرازیر شدند. مگر خون ما از خون آنها رنگین‌تر است؛ ما هم وظیفه داریم بجنگیم. به حرف‌های بیهوده و غیرمنطقی گوش ندهیم و با حرف‌های دیگران زود تحریک نشویم. باید دیگران از زندگی ما سر مشق بگیرند نه اینکه ما از زندگی آنها.

این دنیا فانی است. انسان‌ها برای امتحان آمده‌اند نه برای بخور و بخواب و عیش و نوش‌های دنیوی. انسان‌ها باید در مقابل سختی‌ها استقامت نشان دهند و با مشکلات مبارزه کنند؛ باید مقاومت کنیم تا پیروز شویم. 

 ******************** 

شهيد توحید قربانی متولد سوم مرداد ماه 1341

تحصیلات: دیپلم

فعاليت هنری: طراحی و تئاتر

مسئولیت در جبهه: رزمنده

تاریخ شهادت: 1/1/1361 دشت عباس، عملیات فتح‌المبین

نحوه شهادت: اصابت گلوله به سر

مزار شهید: گلزار شهدای بهشت فاطمه، اردبيل

قسمتي از وصیتنامه شهید توحید قربانی

شما را وصیت می‌کنم از ولایت فقیه پشتیبانی کنید. دلم می‌خواهد برادرانم ادامه‌دهندگان راهم باشند. نماز را همیشه بپا دارند چون نماز ستون دین است و کسی که نماز را ترک کند مسلمان نیست. برای امام دعا کنید چون نماینده واقعی امام زمان(عج) می‌باشد و قیام او باعث شد که ما اسلام را زنده کنیم. برایم گریه نکنید که گریه نشانه ضعف است و شما نباید دشمن را خوشحال کنید. برایم مجلس عزا نگیرید؛ مجلس جشن بگیرید؛ چون کسی که در راه الله کشته می‌شود نباید برای او عزا گرفت.

روی قبرم هرگز کلمه ناکام ننویسید چون کامی بزرگ‌تر از به شهادت رسیدن انسانی در راه الله نیست.

******************** 

شهيد میرحبیب سیدگرمرودی متولد دوم دي ماه 1343

تحصیلات: سوم دبیرستان

فعاليت هنری: نقاشی، طراحی، خط

مسئولیت در جبهه: رزمنده

شهادت:7/12/1362 آبادان جزیره مجنون، عملیات خیبر

نحوه شهادت: اصابت ترکش

مزار: گلزار شهدای ججین، اردبيل

قسمتی از وصیتنامه شهید ميرحبيب سيدگرمرودي

خداوندا؛ کاش در راه تو می‌مردم و زنده می‌شدم و می‌جنگیدم و باز قربانی می‌شدم تا شاید گناهانم بخشیده شود و مرا در صف مومنان قرار دهی. این جنگ، جنگ با ما نیست با دین اسلام است. وای بر ما اگر بر نگه‌داشتن دین سست باشیم.

به ندای امام امت این کوه استوار و بر آن سرور شهیدان آن غریب کربلا لبیک گویید و نگذارید متجاوزی به خاک و ناموس مملکت‌های اسلامی نه ایران و نه لبنان بلکه تمام کشورهای مسلمان جهان تجاوزی به عمل آورد. به سخنان دلنشین امام امت این روح و جان ملت شعار ندهید؛ عمل شرط است. کلام او کلام قرآن است؛ پیام او پیام اسلام است و راه او راه امامان است. ما راضی به جنگ نبودیم و نیستیم ولیکن اگر کسی تعدی کند دهان او را خورد خواهیم کرد.

********************  

شهيد بهروز حسینی‌هشترودی متولد اول فروردين ماه 1341

تحصیلات: دیپلم

فعاليت هنری: خط

مسئولیت در جبهه: بسیجی، امدادگر

قسمتي از وصیتنامه شهید بهروز حسینی‌هشترودی

پروردگارا! هر چه به گذشته‌ام می‌اندیشم جز گناه چیزی در خود نمی‌بینم و از اینکه نتوانسته‌ام به دین مبین اسلام خدمت کنم شرمسارم و از پیشگاه باعزت و عظمتت عاجزانه می‌خواهم مرا ببخشی و مورد لطف و رحمت بی‌پایانت قرار بدهی. خدایا من برای دفاع از مکتب اسلام و قرآن و میهن اسلامی و شرف روی به جبهه آوردم تا آنجا که توان دارم با دشمنان قرآن ستیز کنم.

شنیده‌ام امام حسین در کربلا صدا می‌زد: هل من ناصر ینصرنی. آیا کسی هست که مرا یاری کند؛ ولی کسی به یاریش نشتافت. ما ایرانیان همیشه در آرزوی این بودیم که کاش در کربلا بودیم و به یاری امام حسین می‌شتافتیم و حالا چرخ گردش کرده و کربلا به ایران آمده است و هر روزمان عاشورا و هر جایی از کشورمان کربلاست. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و حسین زمان خمینی بت‌شکن این پیر جماران ندای هل من ناصر حسینی را سر داده و ما نیز به وظیفه شرعی خود عمل کرده و به ندایش جواب لبیک یا خمینی گفته و روی به جبهه حق علیه باطل آورده و با دشمنان اسلام و قرآن جنگ کرده و از میهن اسلامی خود در برابر تجاوز ابرجنایت‌ها دفاع و ایستادگی می‌کنیم.

 ******************** 

شهيد شاهین قدیری‌معصومی متولد دوم خرداد ماه 1346

تحصیلات: لیسانس زبان انگلیسی

فعاليت هنری: تئاتر و فیلمبرداري

مسئولیت در جبهه: سرباز، رزمنده

شهادت: 2/5/1370 ایلام، عین‌خوش

نحوه شهادت: واژگون شدن خودرو در مأموریت

مزار: گلزار شهدای بهشت فاطمه، اردبيل

 شهيد قديري همگام با کارهای هنری، وارد دانشگاه شد و سال 1367 در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و در ستاد مشترک سپاه به عنوان فیلمبردار مشغول خدمت شد. شهید قدیری برای جمع‌آوری خاطرات رزمندگان به منطقه‌ای در همدان رفته بود که با واژگوني خودرو به شهادت رسید.

******************** 

شهيد طاهر دبیر متولد دوازده تير ماه 1350

تحصیلات: دوم دبیرستان

فعاليت هنری: نمایش و خط

مسئولیت در جبهه: آرپی‌جی‌زن

شهادت: 4/12/1365 شلمچه، عملیات کربلای5

نحوه شهادت: اصابت ترکش به شکم

مزار شهید: گلزار شهدای بهشت فاطمه

شهيد دبير پلاكارد‌هاي شهداي محله را با خط زيبايي مي‌نوشت. او ترك‌تحصيل كرد و وقتي به جبهه مي‌رفت کتاب‌هایش را هم با خود برد تا هر وقت فرصتی یافت در منطقه درس بخواند.

********************  

شهيد ودود اقلیمی متولد اول مرداد ماه 1349

تحصیلات: سوم راهنمایی

فعاليت هنری: فرش‌بافی

مسئولیت در جبهه: تک تیر‌انداز

اعزام به جبهه: چهارده دي ماه 1366

شهادت: 8/11/1366 شلمچه، عملیات کربلای 5

نحوه شهادت: اصابت گلوله به صورت و پای راست

مزار: گلزار شهدای بهشت فاطمه، اردبيل

پدرش مي‌گويد: مدت‌ها بود او را زیر نظر گرفته بودم. شب‌ها تا دیر وقت قرآن می‌خواند و موقع خواب روی پتو می خوابید. گاهي شب‌ها دیر وقت به خانه می‌آمد. وقتی دلیل دیر آمدن‌هایش را می‌پرسیدم جوابی نمی‌داد و سکوت می کرد. بعدها فهمیدم دلیل دیر آمدنش این بوده که به مسجد پایگاه می‌رفته و شب‌ها نگهبانی می‌داده. از آن روز خیالم راحت شد که ودود در راه اسلام خدمت می‌کند.

يكي از همرزمانش مي‌گويد: شب قبل از عملیات قرعه انداختم ببینم چه کسی شهید می‌شود. قرعه به نام ودود در آمد. خیلی خوشحال شد. روز عملیات روی مین رفت و دو پایش قطع شد. گفتم بهتر است به عقب برگردیم. قبول نکرد. به اصرار خودش او را به تپه‌ای تکیه دادم اما تا رسیدن امداد‌گرها خون زیادی از او رفت و به شهادت رسيد.

قسمتي از وصیتنامه شهید ودود اقليمي

می‌خواهم به کسانی که نوشته‌ام را می‌خوانند بگویم که من تحت هیچ تبلیغی به این مکان نیامده‌ام بلکه با پای خود به اختیار آمده‌ام تا از دین اسلام و قرآن و شرف و ناموس‌مان دفاع کنم. دفاع از دین اسلام و وطن همانطوری که امام امت فرموده‌اند برای کسانی که توانایی جنگیدن با خصم را دارند از فروع دین نیز واجب‌تر است. برای همین باید قرآن را در یک دست و سلاح را در دست دیگر گرفته و توشه سفر آخرت را بسته و با شیطان بزرگ آمریکا و نوکرانش بجنگیم و در جایش اسلام و قرآن را بفهمیم. 

********************

شهيد صادق شکوهی متولد نهم خرداد ماه 1347 شهرستان نیر

تحصیلات: سوم راهنمایی

فعاليت هنری: عکاسی

مسئولیت در جبهه: رزمنده

اعزام به جبهه: پنجم مرداد ماه 1365

شهادت: 20/5/1366 ابوالفتح عراق، عملیات نصر7

نحوه شهادت: اصابت ترکش به ناحیه سر

مزار شهید: گلزار شهدای چهارده معصوم شهرستان نير

شكوهي به عكاسي علاقه داشت و عكس‌هاي قديمي را جمع مي‌كرد. او همزمان با تحصيل با کار کردن در کنار پدرش میکانیک ماهری شده بود. وقتي به جبهه رفت مهارتش را در تعمیر تانک‌ها و ماشین‌های خراب به كار برد. يكي از همرزمانش مي‌گويد: دستی شانه‌ام خورد. صادق شکوهی بود. گفتم قصد دارم به جبهه اعزام شوم ولی این راز را به کسی نگو. خندید و گفت: من هم قصد دارم به جبهه بروم. تو هم این راز را به کسی نگو. هر دو وسایل‌مان را چند رز قبل از اعزام آماده کردیم و یک روز قبل از اعزام تمام شهر را با موتور گشتيم و ساک‌هایمان را که در خانه پدر شکوهی بود، برداشته سوار اتوبوس شده به جبهه اعزام شدیم.

قسمتي از وصیتنامه شهید صادق شكوهي

من دوست دارم جنازه‌ام تکه‌تکه شود و ناپدید گردد و در بیابان شیران و جانوران بخورند و مرا همین افتخار بس که لباس مجاهدین و ایثارگران را و خدا بر تن کرده‌ام و دعوت حق را لبیک گفته‌ام. بگذارید تا عشق در شادی بخش‌ترین لحظه به معشوق خود برسد. پدر و مادر عزیزم اگر من شهید شدم برای من زیاد گریه نکنید و به خاطر دوری و فراق من خودتان را زیاد ناراحت نکنید. بر همه ما واجب است که از وطن خویش دفاع کنیم. ان‌شاالله پیروز خواهیم شد.

 

******************** 

شهيد یوسف آهنگری‌ننه‌کران متولد ششم شهريور ماه 1340

تحصیلات: دیپلم علوم اقصاد

فعاليت هنری: نقاشی، خط، تئاتر

مسئولیت در جبهه: پاسدار، آرپی‌جی‌زن

اعزام به جبهه: پنجم اسفند ماه 1361

شهادت: 29/12/1361 دشت عباس، عملیات فتح‌المبین

نحوه شهادت: اصابت ترکش به پهلو

مزار: گلزار شهدای بهشت فاطمه، اردبيل 

يكي از همرزمان آهنگري مي‌گويد: بچه‌های سپاه براي اعزام ثبت نام کرده بودند و حاضر نبودند از اعزام چشم‌پوشی کنند؛ برای همین تصمیم گرفتند قرعه‌کشی کنند. صبح با هم به مقر سپاه رفتیم. وقتی اسمش را جزو نفرات اعزامی دید، چنان هیجان‌زده و خوشحال شد که به مغازه شیرینی‌فروشی رفت و به میمنت و شادی آن روز به همه شیرینی داد.

قسمتي از وصیتنامه شهید یوسف آهنگری‌ننه‌کران

خدای بزرگ را حمد و ثنا می‌گویم که به من جسم سالم و توانا عطا فرمود تا بتوانم در راه اسلام کوشش کنم. با چشمان باز، با بصیرت، با گوشی شنوا، و با اراده‌ای محکم و استوار برای بدست آوردن رضای خدا و پیروزی حق بر باطل و پیروزی اسلام و میهنم، این راه را انتخاب کرده‌ام. پدر و مادر عزيزم؛ به خاطر من ناراحت نشوید زیرا من به شما تعلق ندارم بلکه به خدا تعلق دارم. (انا الله و انا الیه راجعون) ما از سوی خدایم و بسوی او باز می گردیم. من راه خود را انتخاب کرده‌ام و آن راه سرور شهیدان حسین(ع) است. من نمی‌خواهم فقط بخورم و بخوابم و هیچ حرکتی نداشته باشم. من خود را در برابر خداوند متعال مسئول می‌دانم و باید به وظیفۀ خود عمل نمایم.

******************** 

شهيد میررسول سیدحاتمی متولد اول آذر ماه 1343

تحصیلات: سوم راهنمایی

فعاليت هنری: شعر

مسئولیت در جبهه: آرپی‌جی‌زن

شهادت: 2/5/1361 شلمچه، عملیات رمضان

نحوه شهادت: اصابت تیر به بدن

مزار: مفقود الجسد، مزار یادبود در روستای سلطان‌آباد

(دست‌نوشته شهید سيدحاتمي به تاريخ 28/2/1360)

سه روز است بعثی‌ها می‌خواهند به ما حمله کنند و بالاخره ساعت 5/9 عراقی‌ها به ما حمله کردند اما خداوند معجزه‌ای که تا حالا ندیده بودم فرستاد و گرد و غبار و بارانی شدید از طرف خداوند آمد و حمله آنها نقش بر آب شد. رعد و برق آسمان، مانند منوری بود و صدای آسمان همراه باران در نظر عراقی‌ها مانند توپ بود که به وحشت افتاده بودند.

وضع جبهه‌ها خوب است. جنگ به زودی تمام می‌شود و ما به کربلا خواهیم رسید. ان‌شاالله.

 قسمتي از وصیتنامه شهید ميررسول سيدحاتمي

دوستان و آشنایان ارجمندم؛ من راهی را انتخاب کرده‌ام که راه حسین(ع) و راه ائمه اطهار می‌باشد. راهی را می‌روم که شهیدان رفتند. وصیت می‌کنم:

1- روی قبرم دعای دشمن‌شکن و وحدت سر دهید.

2- عکس رهبرم را بر روی قلبم بگذارید تا برای همیشه در کنار معشوق خود آرام باشم.

3- دست از امام و انقلاب برندارید.

4- اوقات بیکاری خود را در دعا و مناجات بگذرانید.

5- در سوگ من لباس عزا بر تن مکنید و به یکدیگر تسلیت نگويید بلکه تبریک بگويید.

******************** 

شهيد فضلعلی فرزانه متولد اول فروردين ماه 1349

تحصیلات: سوم دبیرستان

فعاليت هنری: نویسنده، شعر، تئاتر

مسئولیت در جبهه: رزمنده

شهادت: 26/10/1365 شلمچه، عملیات کربلای 5

نحوه شهادت: اصابت ترکش

مزار: گلزار شهدای قاسمیه، اردبيل

 فرزانه شب‌ها درس مي‌خواند و روزها در آلومینیوم‌سازی كار مي‌كرد و درآمدش را صرف احتیاجات و گرفتاری‌های مالی خانواده می‌کرد. هر وقت زمان مناسبی برای نوشتن می‌یافت، قلم بدست می‌گرفت و می‌نوشت. در پایگاه موسی کاظم(ع) گروه تئاتری تشکیل داده بودند که آنجا هم فعالیت می‌کرد. او در جواب پيشنهاد پدرش براي ازدواج، با گریه می گوید: پدر جان من کاری مهمتر و هدفی بزرگتر دارم. اول جبهه بعد اگر عمری بود به خواسته شما عمل می‌کنم. انسان یکبار بدنیا می‌آید و یکبار حق زندگی کردن دارد؛ چه بهتر که این زندگی در راه هدف و رسیدن به مقصد واقعی‌اش باشد.

يكي از همرزمانش مي‌گويد: با سن کمش می‌خواست جزو آرپی‌جی‌زن‌ها شود. بالاخره با اصرار فراوانش انتخاب شد. روز عملیات عباس همرنگ زخمی شد. فرزانه به کمک او رفت ولي خودش هم مورد اصابت ترکش قرار گرفت. او را به بیمارستان اهواز بردند و حين انتقال با هلی‌کوپتر به تهران، در راه به شهادت رسيد.

******************** 

شهيد حجت ایرانی‌فر متولد ششم مرداد ماه 1341

تحصیلات: دانشجوی حوزه

فعاليت هنری: خط

مسئولیت در جبهه: رزمنده

شهادت: 4/12/1365 شلمچه نهر جاسم، عملیات کربلای 8

نحوه شهادت: اصابت ترکش به سر

مزار: گلزار شهدای قاسمیه، اردبيل

 ايراني‌فر قرآن را نزد مادرش -‌ که مربی قرآن بود-‌‌ آموخت. صوت دلپذیري داشت و اذان‌گوی مسجد محله بود. حجت ايراني هشت بار به جبهه رفت و با خط زیباي خود پلاکاردهای شهدای محله را ‌نوشت تا اينكه در آخرين اعزام و در آخرين مرخصي پلاكارد شهادت خودش را نوشت: شهادت برادر بسیجی حجت ایرانی مبارکباد.

يكي از همرزمانش مي‌گويد: صبح روز اعزام او را در خیابان ديديم. پرسيديم كجا می‌روی؟ گفت: کلاس درس حوزه. گفتيم: مگر بعد از ظهر اعزام نمی‌شوی؟ گفت: چرا؛ ولی حالا كه وقت دارم چرا فرصت کسب علم را از دست بدهم. من به همان اندازه که به جبهه رفتن علاقمندم؛ به درس و بحث نیز علاقه دارم. اگر یک ساعت وقت داشته باشم باید از آن فرصت استفاده کنم.

قسمتی از وصیتنامه شهید حجت ایرانی‌فر

بارالها؛ تو خود همیشه به بندگان ناچیزت توجه خاصی داشتی و باز منتظریم تا آرزوی نهایی ما را برآورده و ما را در صف شهیدان گلگون کفن قرار دهی تا بتوانم به سعادت ابدی و جاودانی دست بیابیم ما همیشه در غفلت بوده ایم ولی تو ما را از یاد نبردی این ما بودیم که ترا چنانکه شایسته باشد نشناخته ایم هر کس مزۀ تلخ مرگ را خواهد کشید چقد عالی و زیباست که این مرگ را خود انسان انتخاب کند و چه زیباست که انسان خود به استقبال مرگ برود نه اینکه مرگ به ملاقاتش آید چنانکه تمامی رهبران ما همگی اگاهی کامل به مرگ خود داشتند.

جایی که جنگ است حتماً سختی و مشکلاتی هم هست و آن مشکلات را همه درک می کنیم از آن جمله سختیها دادن جوانان و عزیزان است. آنها در راه اسلام و قرآن خونهای خود را برای یاری دین خدا دادند حال اگر بنده این بار لیاقت شهادت و شایستگی پیدا کردم و به شهادت رسیدم که خواست خداست امیدوارم صبر و تحمل کنید. گر چه هیچ اشکالی ندارد اما اگر برایم اشکی ریختید اول شهدای کربلا و سپس شهدای اخیر ایران را بیاد آرید و مؤدبانه بگرید تا دشمن شاد نگردد و از خودم همیشه در صحنۀ تقاضای بسیار عاجزانه دارم و آن این است که خانواده شهداء و معلولین و جانبازان را از یاد نبرند و درس استواری و استقامت از آنها یاد بگیرند.

 ********************

شهيد بهنام ابراهیم‌پور متولد دهم فروردين ماه 1346

تحصیلات: سوم راهنمایی

فعاليت هنری: عکاسی، نمایش

مسئولیت در جبهه: پاسدار، مسئول تبلیغات

شهادت: 21/12/1363 جزیره مجنون، عملیات بدر

نحوه شهادت: اصابت ترکش

مزار: گلزار شهدای غریبان، اردبيل

ابراهيم‌پور یکی از اتاق‌های خانه‌شان را به شکل تاریکخانه عکاسی درست کرده بود و در آنجا عکس‌هایش را ظاهر می‌كرد. يكي از همرزمانش مي‌گويد: سال 1363، هفت ماه قبل از شهادت بهنام، به مرخصی آمدیم. خانواده‌شان به منزل جدیدي اسباب‌كشي کرده بودند. وقتي به خانه‌شان رفتم به شوخی گفتم: چه خانه بزرگ و خوبی دارید. دیگر وقتش رسیده آستینی بالا بزنند و عروسي به خانه بياورند.

بهنام گفت: دنیا مال دنیا‌دارهاست. خانه من جایی دیگر و در دنیای دیگری است.

قسمتي از وصیتنامه شهيد بهنام ابراهیم‌پور

به جبهه اعزام می‌شوم تا به ندای امام حسین(ع) و رهبر عزیزم لبیک بگویم و چنانکه رهبر عزیزمان فرموده مادامی که جبهه‌ها به افراد نياز دارند، بر همه واجب است به جبهه بروند؛ لذا به این امر لبیک گفته و عازم جبهه شدم و اگر در این راه مقدس به درجه رفیع شهادت نائل شدم مرا ناکام خطاب نکنید زیرا مقامی بهتر از این پیدا نمی‌کردم که در راه معشوقم(الله تعالی) شهید بشوم. من بعنوان وصیت به شما خواهران و برادران حزب‌الله توصیه می‌کنم تا جایی که فرصت دارید و تا جایی که سایه این انقلاب بر بالای سر شماست، به خود بیايید. اگر در راه صراط مستقیم هستید به فعالیت خود در راه انقلاب ادامه دهید و اگر گمراه هستید توصیه می‌کنم به اسلام بگروید که ما هر چه داریم از اسلام داریم.

******************** 

شهيد سعید طلوعی متولد پنجم شهريور ماه .../ نمین، روستای قره‌چناق

تحصیلات: دانش‌آموز

فعاليت هنری: خط، نمایش

مسئولیت در جبهه: رزمنده، تخریبچی

شهادت: 7/12/1362 جزیره مجنون، عملیات خیبر

نحوه شهادت: درگیری با نیروهای بعثی عراق

مزار: مفقودالجسد

وقتي شش سال داشت پدرش را از دست داد. همگام با تحصیل به کار کشاورزی و دامداری نیز می‌پرداخت.

پدر شهيد باقري مي‌گويد: سعيد طلوعی و پسرم یدالله و چند نفر از دوستان‌شان در مسجد جامع روستای قره‌چناق جمع شده بودند. وقتی علت تجمع را از پسرم پرسیدم؛ اظهار بی‌اطلاعی کرد. فردای آن روز پسرم به همراه طلوعی و سلیمان فرجی، بدون اطلاع به جبهه رفتند. دو ماه بعد از مشهد خبر دادند پسرم یدالله مجروح شده و سعید به شهادت رسیده است. 

******************** 

شهيد شهامت نخلستانی متولد دوم فروردين ماه 1350

تحصیلات: سوم دبیرستان

فعاليت هنری: شعر، خط، نقاش

مسئولیت در جبهه: بسیجی، رزمنده

شهادت: 15/5/1366 سردشت، عملیات نصر7

نحوه شهادت: اصابت گلوله به گردن و قطع دو پا

مزار: گلزار شهدای قاسمیه، اردبيل

بینش

وقت اذان، در مسجد اذان مي‌داد و وقتی به خانه می‌آمد بچه‌های کوچک‌تر را در اتاق جمع می کرد و طریقه خواندن نماز جماعت را به آن‌ها یاد می‌داد. او به خطاطي و طراحي علاقه داشت. آخرین نوشته‌اش پلاکاردی با عنوان به خدا قسم رستگار شدم بود که بعد از شهادتش روی دیوار نصب کردند.

مادرش مي‌گويد: یک روز تابستان، مضطرب و غرق عرق آمد و گفت خواهشی از شما دارم اما شما را به جان حضرت ابوالفضل(ع) نه نیارید. گفتم چی شده؟ حرفی نزد! وقتی قسم خوردم گفت: می‌خواهم به جبهه بروم. با ناراحتی گفتم نمی‌شود. پدر و برادرت جبهه هستند. در حال حاضر مرد خانه تو هستی. با ناراحتی گفت اما شما قسم خورده‌اید؟ وقتی اشتیاق شهامت را دیدم، تسلیم خواسته‌اش شدم و اجازه دادم همان روز، اعزام شود. خواستم همراهش برم اما نگذاشت. بعد از رفتنش تاب نیاوردم و خودم را به محل اعزام رساندم. شهامت لباس بسیجی پوشیده و در صف اول پرچم به دست ایستاده بود. از خیلی‌ها که آنجا بودند قد بلندتر بود اما یکدفعه میان جمعیت گم شد. بعد از گذشت سي و شش روز جنازه‌اش آمد و من با پسرم وداع کردم.

  ********************

شهيد عبدالرسول علیزاده‌ متولد 1348

تحصیلات: حوزوی

فعاليت هنری: خط

مسئولیت در جبهه: رزمنده

شهادت: 20/12/1366 شلمچه

نحوه شهادت: اصابت ترکش به سر

مزار شهید: --

(دست‌نوشته شهید عبدالرسول عليزاده به تاريخ 1362)

گناهان یک سال را در برابر دیده آوریم و خسران‌زده و شرمگین از  بار سنگین معاصی خویش، تحویل سال جدید را با تحول نفس و با حالی نیکوتر آغاز نماییم. بار خدایا از گناهان خود به تو پناه آورده‌ام از گناهانی که هر یک دوزخی در درون دارد و با امید به عفو تو دوباره یاد آن‌ها می‌کنم و به تو پناه می‌برم از اینکه:

1- از اینکه زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.

2- از اینکه در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم.

3- از اینکه مرگ را فراموش کردم.

4- از اینکه منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند.

5- از اینکه شب براي نماز شب بیدار نشدم.

6- از اینکه چشمم گاه به ناپاکی آلوده شده باشد.

7- از اینکه همواره خشم بر عقلم غلبه داشته.

8- از اینکه حرف حق شنیدنش برای من مشکل بود و منطقی نبودم.

قسمتي از وصیتنامه شهید عبدالرسول علیزاده‌

خدایا با چه بیان و قلمی بنگارم، با چه زبانی تکلم کنم و با چه رویی به درگه رحمانیتت روی آورم در حالیکه این بنده سر تا پا تقصیر و شرمسار عاشق توست و دست نیاز به سویت دراز کرده است. خدایا در محضر تو مرتکب گناه شده‌ام و از تو طلب عفو می‌کنم. اکنون در بحبوحه جنگ تحمیلی نایب امام عصر همچون حسین(ع) بانگ هل من ناصر ينصرني می‌زند که نیروی تبلیغاتی، نظامی، اقتصادی دشمنان اسلام بسیج شده‌اند و مرگ سرخ هزاران هزار ارجح‌تر از زندگی زیر بار ظلم است و این مرگ (شهادت) را من افتخار می‌دانم زیرا که سرور شهیدان نینوا -‌نيز به آن -‌ افتخار می‌کرد.

 ********************

شهيد افتخار میرزاحسن‌پور متولد دوم ارديبهشت ماه 1337

تحصیلات: دیپلم

فعاليت هنری: خط و نقاشی

مسئولیت در جبهه: پاسدار، فرمانده گروهان

شهادت: 13/8/1362 پنجوین، عملیات والفجر4

نحوه شهادت: اصابت ترکش

مزار: گلزار شهدای بهشت فاطمه، اردبيل

حسن‌پور روزهایش را بدون تلاوت قرآن سپري نمی‌‌كرد و بسیار روزه می‌گرفت. او عضو انجمن خوشنویسان اردبیل و مربی ژیمناستیک بود و وقتي به مرخصي مي‌آمد وقتش را صرف نوشتن پلاکاردهای شهدا می‌کرد. برادرش مي‌گويد: عکس يازده نفر از دوستانش را طراحی کرده بود. دوازدهمين عکس، عکس خودش بود. همه آن يازده نفر به شهادت رسیدند و خودش آخرین فرد از جمع دوازده نفره بود که به درجه شهادت رسید. گاهي يكي از دوستانش براي طراحی عکسش به او مراجعه می‌کرد. افتخار می‌گفت هنوز نوبت شما نشده. و در آخرین مرخصی به مادرم گفت: مادر جان! به دلم الهام شده اینبار برنمی‌گردم.

قسمتي از وصیتنامه شهید افتخار ميرزا‌حسن‌پور

در این موقع حساس انقلاب اسلامی که سرمایه خون هزاران شهید به خون خفته است، اینبار نوبت ماست. آیا ما نبايد هل من ناصر ینصرونی امام حسین(ع) در کربلا و امام خمینی در ایران را جوابگو نباشیم؟ باید این را بدانیم و با خلوص نیت قبول کنیم که این انقلاب تنها انقلابی نیست که بعد از گذشت چهارده قرن از تاریخ اسلام در ایران اتفاق افتاده است؛ پس چرا بنشینم. باید در مقابل تمام مستکبران جهان به رهبری امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قیام کنیم. ما امام خود یعنی خمینی را خوب شناخته‌ایم؛ را همان را پیدا کرده‌ایم و لحظه‌ای از این راه -‌ که راه اسلام به یاری خداوند متعال است- غافل نخواهیم شد.

********************

 شهيد اکبر بضاعت‌پور متولد ششم هرداد ماه 1345

تحصیلات: دیپلم تجربی

فعاليت هنری: خط و عکس

مسئولیت در جبهه: رزمنده، غواص

شهادت: 22/11/1364 اروندرود، عملیات والفجر8

نحوه شهادت: اصابت ترکش

مزار: گلزار شهدای غریبان، اردبيل

پس از مقطع ابتدایی، به علت نبود مدرسه راهنمایی در روستا، چهار سال از یادگیری علم بازماند اما بعد از مهاجرت به اردبیل با تلاش و پشتکار خود را به دوره دبیرستان رساند. او همگام با تحصیل در انجمن اسلامی و پایگاه بسیج فعالیت می‌کرد و با دوستانش شب‌ها در محله نگهبانی می‌داد. اكبر در تعزیه‌خوانی شبيه علی‌اکبر(ع) را اجرا می‌کرد. پدرش مي‌گويد: با جبهه رفتن اكبر مخالفت كرديم تا اينكه یک روز صبح مادرش نامه‌اي از زير رختخوابش پيدا كرد. با خواندن آن گريه‌ام گرفت. مادرش پرسيد چه شده و من نامه اكبر را براي او خواندم: «خدایا خوب می‌دانی که چقدر آرزوی حضور در جبهه را دارم. می‌دانی که قلبم به عشق حضور در جبهه می‌تپد؛ جسمم اینجاست و روحم در جبهه سیر می‌کند اما می‌بینی که پدر و مادرم مخالف رفتن من هستند و مانعم می‌شوند. خودت اطاعت از آن‌ها را لازم شمرده‌ای. نمی‌دانم چکار کنم. در تردید عجیبی گیر افتاده‌ام؛ نمی‌دانم چکار باید بکنم. خدایا کمکم کن....» بعد از خواندنش نامه‌اش چنان تحت‌تاثیر کلمات و احساس پاکش قرار گرفتیم که تصمیم‌مان بر رفتنش جدي شد.

قسمتي از وصیتنامه شهيد اکبر بضاعت‌پور

پروردگارا شهادت می‌دهم که تو یکتایی و هیچکس را یارای همتایی تو نیست و شهادت می‌دهم هر چه هست از آن توست و برای توست. پروردگارا شهادت می‌دهم که تمام انبیایی که از سوی تو آمده‌اند اول آنها حضرت آدم و آخر آن‌ها حضرت محمد(ص) همگی حق هستند و شهادت می‌دهم عاقبت بسوی تو می‌آییم تا به حساب اعمال‌مان برسی. پروردگارا آن روز که دل‌ها بیقرار شود و وحشت عمق جان هر کسی را بگیرد و آتش دوزخ زبانه کشد و در مقابل مومنان نمایان مي‌شود، ما را از محمد(ص) و خاندان پاکش جدا نگردان. شفاعت آن اهل بیت پاک را شامل حال ما بگردان. پروردگارا نامه اعمال‌مان را به دست راست‌مان بده و ما را از اهل جنت قرار ده. پروردگارا تو را ستایش می‌کنم و با جان دل تو را پرستش می‌کنم و با جان دل تو را پرستش می‌کنم چون تو شایسته ستایشی. 

******************** 

شهيد محمد عظیمی‌ججین متولد يازده آبان ماه 1348

تحصيلات: سوم نظری

فعاليت هنری: شعر

مسئولیت در جبهه: تخریب‌چی، رزمنده

شهادت: 5/11/1366 ماووت عراق، مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس2

نحوه شهادت: اصابت ترکش از ناحیه دست و سر

مزار: گلزار شهدای ججین، اردبيل

 

هنگام خواندن سوره بقره شوق خاصی می‌یافت. افسوسش بر این بود که چرا شرح حروف مقطعه الم را که پر از رمز و راز است بطور کامل درک نمی‌كند. ذوق سرودن شعر از کلاس دوم راهنمایی از عمق وجودش سرچشمه گرفت. مضمون شعر‌هایش حماسه عاشورا، انقلاب و جنگ و جبهه و شهادت بود. به اشعار شاعرانی همچون دربندی، یحیوی، منزوی، پروین اعتصامی و خیام عشق می‌ورزید و خود نزدیک به دويست بیت شعر در قالب‌های رباعی و دوبیتی به زبان فارسی و آذری سروده است. 

قسمتي از وصیتنامه شهيد محمد عظیمی‌ججین

پدر و مادر مهربان و دلسوزم؛ عاجزانه از شما خواستارم که فرزند ناچیزتان را عفو نمايید و از گناهانش درگذرید. فرزندی که به جز ناراحتی شما برایتان عملی انجام نداده است. پدرجان امیدوارم خداوند به شما صبر جمیل عنایت فرماید و در قیامت با ائمه‌اطهار محشورتان فرماید و اما، مادر جان، ای مادر مهربان و دلسوزم؛ امیدوارم بعد از من زینب‌وار باشی و بگویی که فرزندم را فدای فدائیان راه خدا کرده‌ام و مثل کوه استوار و صبور باشی و اما دوستان عزیز و مهربان و رفیقان و صدیقان؛ برای اینکه روح مرا شاد گردانید مؤمن و رستگار باشید و هر پنجشنبه با خواندن فاتحه‌ای بر روی قبرم مرا یاد کنید. بر روی قبرم بنویسید ان‌ الله شاء ان یراک قتیلا. براستی که خدا خواست تو را این چنین كشته ببیند.

شهيد اینانعلی حبیب‌زاده متولد اول شهريور ماه 1343

تحصيلات: پنجم ابتدایی

فعاليت هنری: صنایع دستی، فرشبافی

مسئولیت در جبهه: رزمنده

شهادت: 22/1/1367 ارتفاعات کله قندی، عملیات بیت‌المقدس5

نحوه شهادت: اصابت تیر دشمن

مزار: گلزار شهدای روستاي کورائیم

شهيد ناصرعلی صوفی متولد1341

تحصيلات: دیپلم

فعاليت هنری: نمایش و خط

مسوولیت در جبهه: بسیجی

تاریخ شهادت: 20/10/1365 شلمچه

نحوه شهادت: نارنجک دشمن

مزار: ---


شهداي انقلاب اسلامي

 ايوب معادي/تولد 1333 اردبيل/ شهادت بابلسر

بهروز يحيوي/ تولد 1338 اردبيل/ شهادت 9 شهريور 1357

اصغر مرادي‌علاف/تولد 1335 محله خيرآباد اردبيل/ شهادت 10 فروردين 1357

اعيادي/تولد 1334/ شهادت 9 دي ماه 1357 بابلسر

رسول خليل‌آبادي/ تولد 1355 اردبيل/ شهادت

نادر يسري/تولد 31 شهريور ماه 1339 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357/ دفن در قبرستان ججين

توفيق نصراله‌زاده/تولد 1335 تهران/ اسباب‌كشي به اردبيل سال 1336/ شهادت 23 بهمن 1357

منصور افخمي/ تولد 1338 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

مصطفي پنده/ تولد 1335/ شهادت 23 بهمن 1357

حاجي‌آقا جزايري/ تولد شهرستان مغان/ شهادت 23 بهمن 1357

حميد اسدزاده/تولد روستاي حميدآباد از توابع اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

 باب‌اله جاهد/ تولد روستاي گنديشمين/ شهادت 23 بهمن 1357

خداشيرين اصلاني/ تولد 1339 روستاي علي‌قشلاق/ شهادت 23 بهمن 1357

ابراهيم رمضاني/ تولد 1340 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

يحيي نجفي/ تولد 1334 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

عباسعلي محبي/ تولد 1334 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

حسنعلي خسروي/ تولد 2 شهريور 1328 / شهادت 23 بهمن 1357

علي رهبان/ تولد 1327 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

علي عليوند بنفشه‌درق/ تولد 1341 / شهادت 23 بهمن 1357

عباس‌علي ‌مراد‌ماهي/ تولد 1339 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

علي‌ميرزا آديگوزل‌زاده/ تولد 7 خرداد 1306 اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

ميرحسين لوحي/ تولد 1324 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

محبعلي قاسمي/ تولد 1336 گرمي/ شهادت 23 بهمن 1357

بخشعلي پورسيف/ تولد 1342 اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

احمد پوررضا/ تولد 1330 روستاي حمل‌آباد اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

سيد‌مرحمت قبادي/ تولد 1338 روستاي صلوات اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

سلام‌الله بخشايش/ تولد 1307 روستاي نيارق اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

زلفعلي قنبري/تولد 1330 اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

خان‌بابا جعفرخاني/ تولد 3 تير 1306 روستاي جعفرآباد/ شهادت 11 بهمن 1357

سراصلان خان‌محمدي‌زاده/ تولد 1331 روستاي نيارق/ شهادت 18 دي 1357

مطلب راستگو/ تولد 1327 روستاي نيارق/ شهادت 18 دي 1357

نورالدين جهانجوئي/ تولد 1335 روستاي شيخ‌احمد اردبيل/ شهادت 9 دي 1357

ذبيح‌الله رضايي/ تولد 4 اسفند 1313 روستاي ميركندي مشكين‌شهر/ شهادت 30 دي 1357

الماس تقي‌اوغلو/ تولد 10 دي 1307 روستاي حيق مشكين‌شهر/ شهادت 30 دي 1357

لطيف نظري‌ساچلو/ تولد 22 مرداد 1302 روستاي حيق مشكين‌شهر/ شهادت 30 دي 1357

شيراوغلان شريعت/ تولد 21 ارديبهشت 1339/ شهادت 22 بهمن 1357 تهران

كريم احمدي/ تولد 1324 روستاي مارللو/ شهادت 9 دي 1357

اباذر بيرامي/ تولد 30 مرداد 1307 روستاي ميركندي/ شهادت 30 دي 1357 مشكين‌شهر

محرم روحي/ تولد 25 تير 1325 روستاي قينرجه مشكين‌شهر/ شهادت 17 بهمن 1357 مشكين‌شهر

قبادخان سعادتي‌كركشه/ تولد 2 اسفند 1306/ شهادت 18 بهمن 1357 مشكين شهر

زينال مجتمع/ تولد 12 مرداد 1297 روستاي خداويردي مشكين‌شهر/ شهادت 18 بهمن 1357 مشكين‌شهر/ محل دفن قبرستان روستاي شيخلار مشكين‌شهر

مظفر عزيزي/ تولد 2 ارديبهشت 1322 روستاي بورگهيم خلخال/ شهادت 7 بهمن 1357 خلخال

محمد راستگو/ تولد 8 آذر 1326 روستاي نيارق اردبيل/ شهادت 18 د

 ايوب معادي/تولد 1333 اردبيل/ شهادت بابلسر

بهروز يحيوي/ تولد 1338 اردبيل/ شهادت 9 شهريور 1357

اصغر مرادي‌علاف/تولد 1335 محله خيرآباد اردبيل/ شهادت 10 فروردين 1357

اعيادي/تولد 1334/ شهادت 9 دي ماه 1357 بابلسر

رسول خليل‌آبادي/ تولد 1355 اردبيل/ شهادت

نادر يسري/تولد 31 شهريور ماه 1339 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357/ دفن در قبرستان ججين

توفيق نصراله‌زاده/تولد 1335 تهران/ اسباب‌كشي به اردبيل سال 1336/ شهادت 23 بهمن 1357

منصور افخمي/ تولد 1338 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

مصطفي پنده/ تولد 1335/ شهادت 23 بهمن 1357

حاجي‌آقا جزايري/ تولد شهرستان مغان/ شهادت 23 بهمن 1357

حميد اسدزاده/تولد روستاي حميدآباد از توابع اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

 باب‌اله جاهد/ تولد روستاي گنديشمين/ شهادت 23 بهمن 1357

خداشيرين اصلاني/ تولد 1339 روستاي علي‌قشلاق/ شهادت 23 بهمن 1357

ابراهيم رمضاني/ تولد 1340 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

يحيي نجفي/ تولد 1334 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

عباسعلي محبي/ تولد 1334 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

حسنعلي خسروي/ تولد 2 شهريور 1328 / شهادت 23 بهمن 1357

علي رهبان/ تولد 1327 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

علي عليوند بنفشه‌درق/ تولد 1341 / شهادت 23 بهمن 1357

عباس‌علي ‌مراد‌ماهي/ تولد 1339 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

علي‌ميرزا آديگوزل‌زاده/ تولد 7 خرداد 1306 اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

ميرحسين لوحي/ تولد 1324 اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

محبعلي قاسمي/ تولد 1336 گرمي/ شهادت 23 بهمن 1357

بخشعلي پورسيف/ تولد 1342 اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

احمد پوررضا/ تولد 1330 روستاي حمل‌آباد اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

سيد‌مرحمت قبادي/ تولد 1338 روستاي صلوات اردبيل/ شهادت 23 بهمن 1357

سلام‌الله بخشايش/ تولد 1307 روستاي نيارق اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

زلفعلي قنبري/تولد 1330 اردبيل / شهادت 23 بهمن 1357

خان‌بابا جعفرخاني/ تولد 3 تير 1306 روستاي جعفرآباد/ شهادت 11 بهمن 1357

سراصلان خان‌محمدي‌زاده/ تولد 1331 روستاي نيارق/ شهادت 18 دي 1357

مطلب راستگو/ تولد 1327 روستاي نيارق/ شهادت 18 دي 1357

نورالدين جهانجوئي/ تولد 1335 روستاي شيخ‌احمد اردبيل/ شهادت 9 دي 1357

ذبيح‌الله رضايي/ تولد 4 اسفند 1313 روستاي ميركندي مشكين‌شهر/ شهادت 30 دي 1357

الماس تقي‌اوغلو/ تولد 10 دي 1307 روستاي حيق مشكين‌شهر/ شهادت 30 دي 1357

لطيف نظري‌ساچلو/ تولد 22 مرداد 1302 روستاي حيق مشكين‌شهر/ شهادت 30 دي 1357

شيراوغلان شريعت/ تولد 21 ارديبهشت 1339/ شهادت 22 بهمن 1357 تهران

كريم احمدي/ تولد 1324 روستاي مارللو/ شهادت 9 دي 1357

اباذر بيرامي/ تولد 30 مرداد 1307 روستاي ميركندي/ شهادت 30 دي 1357 مشكين‌شهر

محرم روحي/ تولد 25 تير 1325 روستاي قينرجه مشكين‌شهر/ شهادت 17 بهمن 1357 مشكين‌شهر

قبادخان سعادتي‌كركشه/ تولد 2 اسفند 1306/ شهادت 18 بهمن 1357 مشكين شهر

زينال مجتمع/ تولد 12 مرداد 1297 روستاي خداويردي مشكين‌شهر/ شهادت 18 بهمن 1357 مشكين‌شهر/ محل دفن قبرستان روستاي شيخلار مشكين‌شهر

مظفر عزيزي/ تولد 2 ارديبهشت 1322 روستاي بورگهيم خلخال/ شهادت 7 بهمن 1357 خلخال

محمد راستگو/ تولد 8 آذر 1326 روستاي نيارق اردبيل/ شهاد

ي 1357/ محل دفن قبرستان پنج‌تن‌ آل‌عباي نيارق

نازيلا سيدرحيمي/ تولد 1344 روستاي نيارق/ شهادت 18 دي 1357